تبليغاتX
اعترافات یک ذهن خطرناک. زندگینامه
قایقی بر رودخانه سرزمین مردگان_ ساندرا بولاک
 

این قطعه زیبا که برای اغلب شما آشنا می باشد، کاری است از گروهی بنام STYX، گوش کنید : audio fileBoat on the river

هرچند که گروه استیکس کار خود را با تقلید از سبک راک پیشرو آغاز کرد، اما درطی سالهای 70 و اوایل 80 که گروه های راک پر زرق و برق و ترانه های عاشقانه و حماسی طرفداران فراوانی داشت، این گروه به یک نمونه عالی از arena rock ، نوعی هارد راک ملایم و فاقد تند و تیزی و خشونت آن که در بخش آوازی نیز بیشتر مایل به پاپ اصیل است، مبدل شد.

Styx در اساطیر یونان نام رودی است که از میان سرزمین مرگ میگذرد و ارواح مردگان برای ورود به این سرزمین باید از آن عبور کنند. در ابتدا موسیقی استیکس تقلیدی از نوع موسیقی راک پیشرو گروههایی چون Emerson Lake & Palmer و the Moody Blues بود و این از آثار اولیه آنها به خوبی مشهود است. به همین دلیل با وجود اینکه گروه با آلبومهای متعدد و تورهای مداوم توانسته بود شهرت محدودی کسب کند اما موفق نشده بود به جریان اصلی و حرفه ای موسیقی راه پیدا کند، تا اینکه ترانه Lady از آلبوم دوم آنها از رادیو شیکاگو پخش شد. این ترانه به عنوان یک تک ترانه در سراسر کشور پخش شد و به سرعت در مقام ششم فهرست تک ترانه ها قرار گرفت و آلبوم Styx II امتیاز صفحه طلایی گرفت. گوش کنید :
audio fileLady
اولین آلبوم آنها در دهه 80 اثری مفهوم گرا بنام Paradise Theater بود که در سال 81 منتشر شد. این آلبوم بر مبنای داستان ساخته شدن و فرو ریختن یک تئاتر زیبا قرار گرفته بود که در اصل کنایه ای به موقعیت آمریکا در آن زمان، جنگ سرد، ریگان و ... بود. آلبوم Paradise Theater به پر سرو صدا ترین وموفقترین آلبوم استیکس مبدل شد و در عرض سه سال 3 میلیون کپی از آن به فروش رفت و گروه با ترانه های آن در صدر گروههای راک قرار گرفت. اما بحث ها و پرخاشجوییهای پشت صحنه ایی موجب بی اهمیت شدن موفقیتی آنها شد و در نهایت موجب از هم پاشیدن گروه شد.
در انتها باید بگم که این مطلب رو از سایت یکی از دوسانم برداشتم که با کلیک روی عکس این متن می تونید به وب سایتش برید


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  پنجشنبه هفتم مهر 1384ساعت 19:29  توسط فرشاد   | 

Coldplay و آلبوم A Rush Of Blood To The Head و بریتنی


قبلش بگم که این متن رو دو سال قبل برای وبلاگ یکی از دوستانم نوشتم اون موقع این البوم تازه وارد بازارشده اما امروز با گذشت سه سال این گروه دو البوم دیگه با نامهای clocks-xandyرو به ترتیب در سالهای2004و2005روانه بازار کردند که در فرصتی مناسب از اونها هم میگم



"آرامش نیازی است که در جوامع صنعتی و مدرن امروز احساس می شود و موسیقی یکی از عواملی است که می تواند آرامش بخش و مسلما گروه انگیسی Coldplay با آلبوم A Rush Of Blood To The Head آرامش را به انسان تقدیم می کند."
اواخر بهار 2003 آلبوم A Rush Of Blood To The Head منتشر شد. شاید بتوان Coldplay را در شاخه آلترنتیو تقسیم بندی کرد هر چند موسیقی کولد پلی فاقد خشونت در موسیقی و کلام است. صدای لطیف و دلپذیر کریس مارتین خواننده گروه و نوای آرامش بخش پیانو و گیتار آکوستیک او از خشنی موسیقی می کاهد و همین وجه تمایز Coldplay و Muse دیگر گروه بریتانیایی است. در موسیقی گروه حرف اول را پیانو می زند. نوای پیانو در تمامی زمینه آهنگ مشهود و در بسیاری از لحظات ریتم های گیتار را تحت تاثیر قرار می دهد.
A Rush Of Blood To The Head کلام عاشقانه زمان ماست. سالهاست که موسیقی پاپ سعی در تجاری کردن عشق دارد و موضوعات عاشقانه در موسیقی پاپ ، منحصر به رقص های شبانه در دیسکوهاست و اینجاست که گروهی خودساخته از عشقی حقیقی سخن می گوید. اشعار Coldplay تماما عاشقانه است اما عشقی که مرزی مشخص با ابتذال دارد.Coldplay ساده ترین مضامین را سوژه اشعارش قرار داده و شاید نزدیکی زیادی به ترانه های آلبوم های اول پینک فلوید دارد.
در آهنگ In My Place به راحتی به عالم شاعر نزدیک می شوید. عالمی خیالی که موسیقی و کلام شما را در درک آن یاری می کند. کریس مارتین در دورانی که معنویت و مذهب در سایه مکاتب محو شده است و خوانندگانی نظیر Christina Aguileraاز فمینیسم می گویند تا روشنفکر باشند نوای God Put A Smile Upon Your Face سر می دهد و ابایی ندارد که کوته نظر نامیده شود.
اما آهنگ Clocks که در مراسم گرمی امسال به عنوان بهترین رکورد سال انتخاب شد و تنها جایزه امسال را برای گروه به ارمغان آورد ، سینگلی فوق العاده است با موسیقی هیجانی و تندتر از دیگر آهنگ ها.
شعر که در ستایش عمر و زمان سروده شده است حاوی تشبیهات فوق العاده و در عین حال ساده است. لحن و لطافت صدای مارتین در این آهنگ خیره کننده است و هر شنونده ای را جذب می کند.
Come out of things unsaid
Shoot an apple off my head
And a trouble that can't be named
A tiger's waiting to be tamed
ضعف عمده گروه ساخت کلیپ های بسیار کم هزینه و در عین حال ضعیف است. شاید تنها کلیپ زیبای گروه The Scientist باشد و گروه در انتخاب کلیپ برای Clocks بسیار ضعیف عمل کرده است.
زیباترین آهنگ این آلبوم ، A Rush Of Blood To the Head است. ترانه این آهنگ به مناظره ای زیبا بین عاشق و معشوق که البته از آن شعرهایی است که درک آن مشکل است و بعد از چندین بار شنیدن می توان مقصود اصلی شاعر را درک کرد. در خلال همین ترانه به ظاهر عاشقانه مضامینی از قبیل پول و قدرت و جنگ عراق بیان شده است و البته شاعر از ابزار ادبیات به زیبایی استفاده کرده است تا شعرش نه جنجالی و زودگذر بلکه پایدار و همیشگی باشد

ادامه مطلب
2 نوشته شده در  چهارشنبه ششم مهر 1384ساعت 18:26  توسط فرشاد   | 

شانیا _ جمز بلانت

خواننده سبک POP- COUNTRY شانیا تواین در اگوست سال 65 در (Windsor/Ontario) به دنیا آمد و در شهر کوچک (Ontario) Timmins ترقی کرد، جایی که او از بچگی با تشویق پی در پی خوانواده اش شروع به نواختن گیتار کرد . او موسیقی را خیلی دوست داشت و بیشتر وقت خود را صرف نواختن گیتار می کرد . او همراه با خانواده اش در سن 8 سالگی به Sudbury نقل مکان کردند . مادر و پدرش او را تشویق به شرکت در فستیوال ها و نواختن در جشن های خانوادگی می کردند ، آنها دوباره به Timmins باز گشتند و شانیا در آنجا به دبیرستان رفت و همچنین به طور نیمه وقت درMc Donalds مشغول به کار شد .

پس از گرفتن مدرک تحصیلی او در سن 21 سالگی به تورنتورفت و در آنجا مشغول به کار شد تا اینکه حادثه ای غم انگیز برای او پیش آمد پدر و مادر او در یک تصادف فوت کردند این مسئله به او فشار زیادی آورد و او مجبور شد موسیقی را کنار بگذارد . در این تصادف برادرش مارک نیز صدمه دید و در بیمارستان بستری شد . او به سرعت کار خود را در تورنتو کنار گذاشت و به تیمینس باز گشت . خواهر بزرگ شانیا Jill می گوید آن زمان برای شانیا زمان استرس و ترس بود . مارک هم اکنون در ونکوور تکنسین کامپیوتر است . دوستان و خانواده شانیا او را هنوز به نام مادرش (Eilleen) می خوانند . پس از مدتی خواهر شانیا خانه پدری را فروخت. در سال 95 زمانی که او بر روی آلبوم(The Woman In Me) کار می کرد ، تهیه کننده این آلبوم Robert John mutt Lang بود،



سر انجامShania و Lange عاشق یکدیگر شدند و با هم ازدواج کردند . همه این موضوع را تائید می کنند که این دو تا کنون هیچ مشکلی با هم نداشتند و اگر هم روزی پیش آید برای همه تعجب بر انگیز خواهد بود . بعد از پشت سر گذاشتن تور شانیا تصمیم گرفت تعطیلاتی را به همراه همسرش در جایی که کانون گرم زندی اش شکل گرفته بود سپری کند ( کاخی در سوئیس). پس از مدتی او در آگوست سال 2001 پسری به نام (Eja ) به دنیا آورد . شانیا اشاره به موضوع جالبی در رابطه با ضبط کارهای خود داشته است و آن اینکه تهیه این کار ها از موسیقی دان های هندی ، آمریکای و ایتالیایی که برای تهیه یک کار خوب کمک شایانی داشته اند استفاده کرده است . در انتهای راه به یک شعر فوق العاده از پروژه جدید Im Gonna Getcha good می رسیم . این شعر اینگونه تحلیل می شود و خود شانیا معتقد است : این شعر کاملا آشکار است و کلا درباره دختری است که می داند چه چیزی میخواهد و او با اینکه می داند چه چیز هایی در انتظارش است میرود تا به خواسته های خویش برسد .

او یک تور در سال 2003 خواهد داشت که معتقد است در آن موفقیت هایی به دست خواهد آورد .

هر یک از آلبوم های او با تعداد کپی ها ی بالایی فروخته شده است . اما خود او می گوید ((هدف من فروش بالای آلبوم هایم نیست بلکه واقعا دوست دارم بدانم نظر مردم نسبت به کار های من چیست ؟))

آلبوم Women In Me او حدود ده میلیون کپی داشته است . او در آن زمان در های زیادی را به سوی آینده برای خواننده های زن کشورش گشود . همچنین این آلبوم که نام برده شد و همچنین آلبوم های Any Man Of Mine و Whose Bed Have Your Boots Been Underدر 8 کشورنواخته شدند.



ازجمله آلبوم های که برای آن سخت کار شد Whose Bed Have Your Boots Been Under و Any Man Of Mine و آلبوم موفق The Woman In Me و No One Need To Know و If You Are Not In It For Love با متحد شدن سبک پاپ کانتری و شیوه راک، شانیا یکی از ستاره های سر شناس سال 1990 شد . آلبوم Come On Over در سال 1997 عرضه شد . آلبوم مشهور در سال 1997 عرضه شد . آلبوم مشهور Youre Still One و Love Gets Me Every TimeوYou’ve Got A Way و Honey Im Home و That Don’t Im Press Me Much بیش از 34 میلیون کپی از آن ها فروخته شد و گواهینامه رسمی از صنعت ضبط آمریکا به خاطر بزرگترین فروش آلبوم ها را به او اهدا کردند .

در حرف ها ی شانیا اعتماد به نفس موج میزند و این نشان می دهد که هر کس با یک شکست هیچ وقت نباید کار خود را توقف کند : من وقتی نگاهی به دوران بچگی خودم میکنم درد و غم را همراه خود م حمل نکردم و من احساس می کنم کسی دیگر جای من این دوران های سخت را متحمل شده است . همچنین من مرحله های غم انگیزی را طی کرده ام ولی باز فکر می کنم کسانی دیگر در آن مراحل بودند . اما هر چه بود جالب بوده . گاهی گرم شدم وگاهی سرد . و او در آخر می افزاید : من برخی اوقات احساس می کنم الان سومین مرحله از زندگی من است

لینک


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  سه شنبه پنجم مهر 1384ساعت 19:42  توسط فرشاد   | 

Pink Floyd _ لوسی لو
        پينک فلويد نامي است که به افتخار دونوازنده ي قديمي پينک آندسن و فلويد کانسيل انتخاب شده است.گروه پينک فلويد مدت ها در کلوب هاي زير زميني لندن برنامه اجرا ميکرد و چندان شهرتي نداشت.در سال ۱۹۷۶ اولين آهنگ گروه ضبط و منتشر شد و از همان زمان ٫ علاقمندان موسيقي پاپ را به خود جلب کرد.


شعر و ترانه هاي پينک فلويد در اولين نظر عجيب نما بود چرا که نخستين شعرهاي سيد بارت شاعر گروه پينک فلويد ـ بيشتر حالت رويايي و خيالي داشت و قصد او ايجاد حالاتبياني شديد بود.او با بهره گيري از دنياي کودکانه ي آليس در سرزمين عجايب شعر هاي خود ميسرود.
شهرت بعدي گروه در اجرا ي زنده لندن بود که باعث شد تا عده ي بسياري هلاقهي شديدي نسبت به گروه پيدا کنند.
هدف گروه پينک فلويد نه شهرت بود نه پول بلکه نمايش يک دنيا ي عجيب پر از جنگ و استعمار.
همچنين نفرت از جنگ و دوست دار آزادي.


گروه پينک فلويد با بهره گيري از دستاورد هاي نور پردازي و تکنولوژي صدا و تصوير دست به نمايش غول آسا زد.براي اجراي هر نمايش زنده ده ها کاميون و سايل فني گروه را حمل ميکرد و تکنيسين هاي نور و تصوير صحنه را براي اجراي زنده آماده ميکردند.
اولين ضربه اي که به گروه خود مرگ سيد بارت که يکي از اعضاي اصلي گروه بود.اين باعث شد که خيلي ها گروه رو ديگه غير قابل تحمل بدونند اما اين فکر باعث شد که گروه آلبوم جديد خود رو به نام the wall به بازار بده.
همين آلبوم آنچنان ضربه ي محکمي به منتقدان اين موسيقي زد که آهنگ hey you هفته ها در صدر موسيقي انگلستان باشه.
گروه بعد از اين آلبوم کم کم رو به پول دوستي رفت تا اونجايي که راجر واترز که بعد از سيد بارت مرکز گروه بود گروه رو ترک کنه.
راجر واترز که بعد از سيد بارت شعر ها را ميسرود ديگه نتونست تحمل کنه.
سپس ديويد گيلمور وارد گروه شد و با صداي مخملي خود گروه رو بار ديگر جمع و جور کرد.
سپس آلبوم ضربت نهايي ٫ فضولي ٫ کاش اينجا بودي ٫ گم شده در ابر ها ٫ لغزش آني عقل ٫ مادر قلب اتمي٫ و ناقوس جدايي را سرود.
آلبوم ناقوس جدايي طرفداران زيادي رو به خود جلب کرد.
همچنين با آهنگ اميد هاي بزرگ که با تصويري بالايب سر نوازنده ها که نشان دهنده ي اميد بود به بازار عرضه کرد که اجراي زنده ي پلاس در سال ۱۹۹۵ بهترين کنسرت دهه ي ۹۰ رو به خود کسب کرد.همچنين آلبوم ديوار که سروده ي راجر واترز بود آنچنان تاثير گذار بود که لوکاس فيلمساز بزرگ و قدرتمند هاليوود اجازه ي ساخت فيلمي رو براي اين آلبوم گرفت و همين فيلم هم که همراه با موسيقي پينک فلويد بود بهترين فيلم سال ۱۹۸۰ شد که هنوز هم هنوز خيلي ها دنبال اين فيلم هستند.
اين فيلم داستان زندگي راجر واترز بود که پدرش در جنگ جهاني کشته شد و خود با محيط فاشيستي آن زمان بزرگ ميشه همراه با مدرسه.
آهنگ آجري ديگر بر فراز ديوار بود که گوينده ي نفرت بچه مدرسه اي ها از معلم و تنبه بود هم در صدر آهنگ هاي انگلستان قرار گرفت

ادامه مطلب
2 نوشته شده در  سه شنبه پنجم مهر 1384ساعت 19:35  توسط فرشاد   | 

آرشیو

 

gwyneth  paltrow

اين واقعا زندگي مرا به هم ريخت وقتي جدا شديم همه چيز عوض شد مخصوصا از لحاظ روحي آن روز به شدت قلبم شكست طوري كه حس مي كنم هيچ وقت به چنان حالتي نمي رسم...
پس از جدايي از براد پيت




 نام گويينت  در 28 دسامبر 1972 در لس آنجلس كاليفرنياي امريكا متولد  شد.
او دختر يك تهيه كننده معروف به نام بروس و هنر پيشه اي به نام بلايت دانر بود. پس از پذيرفته شدن در مدرسه اسپنس در نيويورك سيتي همراه خانواده به كاليفرنيا مي رود و آنجا در دانشگاه كاليفرنيا در سانتا باربارا قبول شده و به تحصيل در رشته تاريخ هنر مي پردازد اما خيلي زود انصراف مي دهد چون متوجه مي شود اين رشته مورد علاقه اش نيست پس از آن به آموختن بازيگري مي پردازد و همراه مادرش شروع به بازي در نمايش "پيك نيك" در خانه نمايش ويليام استون مي پردازد. سال 1991 اولين فيلم سينمايي خود را در كنار جان تراولتا بازي مي كند  پس از آشنايي با استيون اسپيلبرگ از سوي اين كارگردان براي بازي در   فیلمش انتخاب مي شود و پس از بازي در نقش كوتاه اما اثر گذارش در ساخته سال 95 ديويد فينچر با نام "هفت" نامزدي اش را با هنر پيشه مقابلش براد پيت اعلام مي كند. سال 96 در دو فيلم ظاهر مي شود و سرانجام در سال 99 براي نقش زيباي ويولا در فيلم به ياد ماندني "شكسپير عاشق" ساخته جان مدن نامزد جايزه اسكار بهترين بازيگر زن مي شود. او پيش از براد پيت ازدواجي نداشت اما پس از جدايي از او در 5 دسامبر سال 2003 با كريس  مارتين ازدواج مي كند كه تا كنون ادامه داشته و يك فرزند نيز دارد.


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  سه شنبه پنجم مهر 1384ساعت 10:45  توسط فرشاد   |