درباره متاتیکا _ کاترین زیتا جونز
نگاهی به آهنگ نابخشوده متالیکا
نابخشوده داستان انسان است ، داستان تمام انسانها. در واقع نابخشوده بودن ارتباطی با شرایط اجتماعی و اقتصادی ندارد و بر خلاف تصور عموم رابطه ای با دیدگاه انسان نسبت به زندگی ندارد مطالبی که در این آهنگ می بینیم دقیقا مسائلی است که بین تمام انسانها مشترک است.
هر کس اگر به گذشته اش نگاه کند به سادگی می بیند که چطور در گذر زمان مجبور شده خواست ها و تمایلات خود را تغییر دهد و بعضا برخی از آنها را فراموش کند. انسان ها در توجیه این تغییرات و یا فراموش کردن ها اعتقادات مذهبی ، اجتماعی ، قومی و یا رسوم و یا حتی منطق را قرار می دهند و بدین سان این تغییرات را الزامی و بدیهی می انگارند. در اینجا نمی توان نقش تربیتی والدین را در نظر نگرفت. خانواده ها با توجه به تربیتی که به ارث برده اند کودکان را رام می کنند که اگر نکردند جامعه این کار را خواهد کرد. بعد یا انسان رام می شود یا تنش عصبی حاصل از جدال خواست های درونی اش با اجتماع از او یک مجرم می سازد ، مجرمی که یا به جامعه آسیب می رساند یا به خودش. اما در هر کدام از این حالت ها همواره جدالی بی پایان بین خواست های واقعی انسان و الگوهای قراردادی شده جامعه در درون انسان وجود دارد که هرکسی اگر چند لحظه به درونش بنگرد آن نبرد را می بیند. این همان رام شدنی است که در ابتدای آهنگ به آن اشاره شده است رام شدنی که انسان در نهایت به آن تن می دهد.
درد و خفت همیشگی در واقع اشاره به درد دوری انسان از خواست های واقعی اش و خفت حاصل از اجبار به اطاعت کردن است که همواره تا دم مرگ با انسان است.
در دوران نوجوانی محروم از آرزوها و تفکرات زیر شلاق که همان فشار خانواده و اجتماع است ادامه می دهد و بعد از رسیدن به دوران جوانی یعنی دورانی که انسان در اثر اعتماد به نفس بسیار تصور می کند قادر به انجام دادن هر کار است به خود قول می دهد که از این پس آرزوهایش را دنبال کند و خودش برای آینده اش تصمیم بگیرد. در حالی که هیچ وقت نتوانسته احساساتش را دنبال کرده و آزاد باشد در واقع هرگز واقعا خودش نبوده است.
آنها که در واقع اشاره به خانواده و جامعه دارد همواره سعی کرده اند تا هستی او که شامل افکار ، احساسات و آرزوهایش هستند را به تاراج ببرند. و در واقع او در نبردی با خانواده و اجتماع در گیر شده که قبل شروع این نبرد بازنده بوده است و او با جگری سوخته و روحی خسته از این نبرد تنها و در مانده است و در واقع حالا که به میان سالی گام نهاده گویی دیگر کسی برایش اهمیتی قائل نیست زیرا که او تسلیم شده و نبردی درکار نیست.
در واقع شاعر زندگی را نبردی بین انسان و شرایط اجتماعی و خانوادگی تشبیه کرده که هدف خانواده و جامعه از این نبرد خرد کردن انسان تا لحظه تسلیم او و پذیرفتن سرنوشتی است که به اصطلاح برایش مقرر بوده است.
بعد از این تسلیم به قول شاعر ناشی از زجر خستگی و ناامیدی انسان موجودی می شود که دیگر نمی تواند بجنگد و اصولا احتیاجی به جنگ نیز وجود ندارد ، زیرا همین شکست احساس خفتی را در انسان بوجود می آورد که هر لحظه انسان را ضعیف تر می کند تا اینکه انسان در میان سالی در درون به سان پیر مرد خسته و رنجوری می شود که آماده مرگ خفت آور و توام با شکست است. در واقع انسان از نظر شاعر همواره محکوم به ارضا کردن اجتماع یا خانواده یا دیگر نهادهایی است که با آنها ارتباط نزدیک دارد و هرگز فرصتی به او داده نمی شود تا بدنبال خواستها و تمایلات خود رفته و خودش باشد. در اواخر آهنگ شاعر اعتراف می کند که این در حقیقت داستان زندگی خودش است و در پایان مخاطبین را نیز مفتخر به لقب نابخشوده می کند و در واقع می گوید که این نابخشودگی خاصیت تمامی انسانها است.
در کلیپ این آهنگ نیز دنیای نابخشوده مانند فاضلابی مرطوب است و از همان ابتدا شخصیت هایی که چهره اشان مشخص نیست در حال تصمیم گیری برای او هستند این شخصیت ها همان اجتماع و خانواده و دیگر نهادهای تاثیر گذار در زندگی نابخشوده اند.
در اوایل کلیپ نابخشوده با دیواری روبرو است که همان موانع خانوادگی و اجتماعی است وقتی شروع به کندن می کند تا در نهایت به آزادی برسد. نوجوانی بیش نیست اما هنگامی که کندن دیوار تمام می شود خاک دیوار ساعت را که همانا زمان و یا عمر است می پوشاند هنگامی که نور حقیقت و رهایی به او می تابد در می یابد که راز و کلید رهایی چیزی نیست جز مرگ و می فهمد که عمرش رو به اتمام است اما با بیان نکردن این حقیقت به دیگرانی که مانند او در راه آزادی خود با زندگی می جنگند نه تنها به آنها اجازه نمی دهد تا از تونلی که کنده استفاده کنند یا در حقیقت مجبور به کندن تونلی دیگر یا طی کردن راه دیگری نشوند بلکه با این کلید راه را بر آنها می بندد و آنها را مجبور می کند تا مانند خودش این راه را دوباره طی کرده و عمرشان را به حفر دیوار و مبارزه با سرنوشت صرف کنند و سپس در حالت تسلیم و با خفت سر به زمین گذاشته و به انتظار مرگ می نشیند.
قسمت اول
خون تازه ای به زمین می پیوندد
و به سرعت رام می شود
در میان درد و خفت همیشگی
پسر جوان قوانین زندگی را می آموزد
در دورانی که این کودک رشد می کند
این پسر شلاق خور کار غلطی انجام داده است
محروم از تمام افکارش
مرد جوان تلاش می کند و ادامه می دهد
در این حال به خود قول می دهد
که از این پس کسی آرزوهایش را از او نگیرد
آنچه که احساس کردم
آنچه که درک کردم
هرگز در ظاهرم و اعمالم نشان ندادم
انگار که نبودم
انگار که ندیدم
و کسی نیز نخواهد دانست که چه بوده است
آنچه احساس کردم
آنچه که درک کردم
هرگز در ظاهرم و اعمالم نشان ندادم
هرگز آزاد نبودم
هرگز من نبودم
پس من تو را نابخشوده می خوانم
آنها زندگی اشان را وقف تاراج و غارت
هستی او کرده اند
او همواره سعی کرده که تمام آنها را راضی نگه دارد
و اکنون او این مرد جگرسوخته است
او در تمامی لحظات زندگی اش
به طور همیشگی جنگیده است
اما او قطعا در این نبرد پیروز نخواهد شد
و اکنون او مرد خسته رنجور و شکسته ای است
که دیگر اهمیتی برای کسی ندارد
در انتها پیرمرد آماده می شود
تا با خفت وخواری به سوی مرگ برود
آن پیرمرد اینجا من هستم
آنچه که احساس کردم
آنچه که درک کردم
هرگز در ظاهرم و اعمالم نشان ندادم
انگار که نبودم
انگار که ندیدم
و کسی نیز نخواهد دانست که چه بوده است
آنچه احساس کردم
آنچه که درک کردم
هرگز در ظاهرم و اعمالم نشان ندادم
هرگز آزاد نبودم
هرگز من نبودم
پس من تو را نابخشوده می خوانم
تو به من لقب دادی
من نیز به تو لقبی اعطاء می کنم
پس من تو را نابخشوده می خوانم
انسان سیب را خورد سیبی که نباید آن را می چید و می خورد اما اگر نباید آن را می خورد اصولا چرا این میوه به وجود آمد جواب ساده است تا انسان آن را بخورد.
داستان ما ، آدم و حوا را حتما شنیده اید. داستانی که در آن انسان از بهشت اخراج شده به زمین تبعید می شود. آیا تا بحال شنده اید که انسان مجرم را به جای خوب و خوش آب وهوا تبعید کنند مسلما جوابتان منفی است.
پس زمین جای بسیار بدی است اما نه فقط از نظر آب و هوا بلکه از لحاظ کیفیت زندگی. آدم و حوا میلیون ها سال است که رفته اند اما انسان ها همچنان در تبعیدند پس انسان هرگز بخشیده نشد او از همان که آفریده شد نابخشوده بود. زیرا خدا می دانست که او سیب را خواهد خورد پس انسان نابخشوده آفریده شد. نابخشوده زندگی خواهد کرد و طبق تعالیم مذاهب اکثر انسان ها به جهنم خواهند رفت و دیگران نیز حداقل در طول عمر خود جهنم دنیا را خواهند گذراند.
این یک بحث فلسفی و اعتقادی است که با در نظر گرفتن عقاید مختلف نتایج مختلفی بدست می آید که من قصد ندارم در این ستون به آن بپردازم اما آهنگ نابخشوده گروه متالیکا آهنگ ساده و واضحی نیست که بتوان به سادگی به آن پرداخت. این آهنگ از نظر تکنیکال چه در مورد انتخاب نت ها هماهنگی کلیپ با نت ها و قدرت شعری در سطح بسیار بالایی قرار دارد و بی شک برترین شاهکار گروه متالیکا است شاهکاری که نه این گروه بلکه گروه های دیگر نیز نتوانستند مشابه آن آهنگی بسازند
ادامه مطلب
2
نوشته شده در شنبه نوزدهم شهریور 1384ساعت 18:31  توسط فرشاد
|
کاربریس_گرین دی
هسته اصلي تشكيل گروه در شهرLimerick ايرلند تشكيل شد.زماني كه Dolores O`Riordan با Noel و Micheal Huganو Feargle Lawler برخورد كرد.آن 3 به صورت نيمه جدي گروهي تشكيل داده بودند كه آشنايي با Dolores آنها را صاحب هدف مهمي كرد.اسم گروه را The Cranberry saw us ناميدند و اولين قدم جدي آنها ضبط دو قطعه Linger و Dreams بود. در سال 1993 Stephean Street به عنوان تهيه كننده همكاري خود را با گروه آغاز كرده و درست در فوريه سال بعد با همكاري او Cranberries اولين آلبوم رسمي خود را با عنوان Every body els is doing it عرضه نمود.در اين آلبوم كه با استقبال عمومي خوبي هم روبرو شد، قطعاتي مانند
Pretty , Sundy Dreams, وLinger وجود داشت. آمريكايي ها و انگليسيها استقبال زيادي از اين آلبوم كردند.
پس از آلبوم كمي از هيجان و انگيزه گروه براي كار كاسته شده بود اما همكاري آنها با گروه Bell در تور سال 1993 آنها سبب دلگرمي مجدد گروه شد؛ سپس در 10 ژوئن همان سال آنها مجددا توري 6 هفته اي با گروه انگليسي The The برگزار كردند. در ادامه Cranberries بدون هيچ استراحتي شروع به ضبط دو قطعه از آلبوم جديد خود با نامهاي Ode to Famliy و Zombie در استوديو لندن نمودند. پس از يك وقفه كوتاه كار ضبط آلبوم در اغاز 1994 به پايان رسيد و در ماه جولاي همان سال Dolores O`Riordan با Don Bertun كانادائي مدير برنامه هاي تور Cranberries ازدواج كرد.
پس از انتشار آلبوم No need to Argue در اكتبر، گروه صاحب شهرت فراواني گرديد. در اين آلبوم كه بدون شك شاهكار آنها وشايد يكي از شاهكارهاي موسيقي Rock است، ما شنونده آثار بديع و پر محتوائي هستيم.اين بار نيز Steaphean Street به عنوان مهندس صدا و تهيه كننده گروه را همكاري كرد.
در آلبوم سال 1996 گروه Cranberries با نام To the faitfull deprate افراد بيشتري گروه را ياري كردند؛ حضور تنظيم كننده مشهوري چون Micheal Kamen و همچنين نوازندگان برجسته اي چون:
Micheal Buckly ساكسفون باريتون
Richi Buckly ساكسفون تنور
Bruce Fairborn ترومپت
Randy Rain Reusche پركاشن
و همچنين Mike Poltinikoff به عنوان مهندس صدا فصل تازه اي را در فعاليتهاي گروه گشود . اين آلبوم نيز حاوي قطعات بر جسته اي چون Salvation , Joe , Bosnia ,….. بود كه با بهره گيري از بهترين اشعار توانائي گروه را در ارائه موسيقي متفاوت و جذاب نمايان ساختند.
آلبوم سال 1999 نيز با وقفه اي 2 ساله به بازار عرضه شد.اين البوم با نام Bury the Hatchet در
New York ميكس نهائي گرديد .آلبومهاي سال 2000 و 2001 گروه نيز با نامهاي Wake Up and Smell The Coffee و Treasur Box منتشر گرديد.
منبع : آوا نما
ادامه مطلب
2
نوشته شده در شنبه نوزدهم شهریور 1384ساعت 18:29  توسط فرشاد
|
امنم _ ناتالی پورتمن
Eminem
ارشال بروس مدرز-Marshall Bruce Mathers- در 17 اکتبر1973 در کانزاس سيتي ميسوري -آمريکا- چشم به جهان گشود پدر او حتي قبل از آنکه بدنيا بيايد مادرش را ترک کرده بود.
مدرز دوران کودکي خودرا در فقر گذراند. تا زمانيکه او نتوانست کلاس نهم را به پايان برساند.
اين دليل خوبي بود تا مدرز تمام نيروي خودش را صرف رپ خواندن کند. او درسال1995با
اولين آلبومش به نام بي نهايت-Infinite-بسازد که تاثير خوبي روي وندي دي-Wendy Day-
گذاشت واو به مدرز کمک کرد تا درسال 1997در المپيک رپ در لس آنجلس شرکت کند. گرچه
او نتوانست مقام اول را بدست آورد اما توانست مسئولان اينتراسکوپ-Interscope- را قانع کند
تا روي او سرمايه گذاري کنند تا دريک شوي راديويي در لس آنجلس بخواند. همين کافي بود تا
دکتر دري-Dr. Dre- خواننده و تهييه کننده ي افسانه اي رپ شيفته ي صداي او شود. ازاين
نقطه ديگر راه برگشتي براي امينم-Eminem-وجود نداشت و بي تابي امينم براي مقابله با
جنگهاي وحشتناک در جهان و مسخره کردن اين جنگها از همين نقطه آغاز شد.
اولين آلبوم رسمي او با تهييه کنندگي دکتردري وکمپاني او به نام افترمث-Aftermath-و به نام -The Slim Shady LP- وارد بازار شد و تمام نظرها به سوي شخصيت اسليم شيدي معطوف شد آيا شعرهاي او مي تواند نظرها را جلب کند؟ در اين آلبوم آهنگي
وجود داشت به نام باني و کلايد-Bonnie & Clyde- که در مورد کشته شدن فرزندي به دست مادرش صحبت مي کرد.اما اين آلبوم با بازتاب اجتماعي آهنگهايي مثل-My Name Is- يا وجدان گناهکار Guilty Conscience- به دومين آلبوم پرفروش در مارچ1999تبديل شد. همچنين او مدتها به خاطر شکايت مادرش از او به خاطر مصاحبه هايش و آهنگهايش و پايين آوردن شخصيت او در اجتماع در صدر اخبار بود
اما امينم بي توجه به کار خود ادامه داد تا شاهکارش را به نام-The
Marshall Mathers LP- وارد بازار کرد. اين آلبوم پرفروش ترين آلبوم در مي2000بود و
همچنين او را تبديل به محبوبترين و موفقترين خواننده ي رپ در دهه نود کرد -فراموش نکنيم که
او رقيباني مثل 2Pacو Snoop Doggy Dogg داشت-او در سال 2000اولين خواننده ي
رپ در تاريخ موسقي آمريکا بود که کانديداي جايزه گرامي شد. او همچنين باعث بهم پيوستن
گروهD12 شد ودر عرضه ي آلبوم شب شيطان-Devil's Night- به آنها کمک کرد.
آلبوم جديد امينم به نام شوي امينم-The Eminem Show- مدتها با آهنگ بدون
من-Without Me--که در آن لباس اسامه بن لادن را پوشيده بود- شماره يک بود بعد از گذشت
چند ماه از اين آلبوم بازي فوق العاده ي او در فيلم 8مايل باعث تعجب همه شد و حتي به فاصله
ي چند ماه از آلبوم پرفروش قبلي خود موسقي متن فيلم 8مايل به همراه چند آهنگ جديد در آلبومي جديد به بازار عرضه کرد تا بازهم به صدر جدول پرفروش ها برسد تاکنون 8ميليون نسخه از آخرين آلبوم او به فروش رفته است
منبع : آوا نما
ادامه مطلب
2
نوشته شده در شنبه نوزدهم شهریور 1384ساعت 18:27  توسط فرشاد
|
اسپیرس _ آنجلینا جولی
بيوگرافيBRITNEY SPEARS
نام : بریتنی
نام تولد : بریتنی جین
نام خانوادگی : سپیرز
) ( 12 آذر سال 1360December 02, 1981روز تولد :
محل تولد : کنت وود – لوییزیانا – امریکا
صورت فلکی : قوس – کماندار
قد : 163 سانتیمتر
وزن : 54 کیلو گرم
رنگ چشم : قهوه ای
رنگ مو : قهوه ای روشن
سایز کفش : 38 (اروپایی ) 8 (امریکایی)
اعضای خانواده : پدر : جیمی
مادر : لین
برادر بزرگتر : براین
خواهر کوچکتر : جیمی لین
دوست پسر : جاستین تیمبرلک --- جیسون گدرت
تنها بوسه : جاستین تیمبرلک
میزان تحصیلات : رقص حرفه ای در کالج نیویورک --- بازیگری حرفه ای در کالج هنری نیویورک
حرفه : خواننده ، بازیگر
ادامه مطلب
2
نوشته شده در شنبه نوزدهم شهریور 1384ساعت 18:25  توسط فرشاد
|
سیستم اف دان _ استیون تایلر

میراث ما ، سیاست ما ، واقعا مهم هستند ، اما موسیقی چیز دیگری است . زندگی ما متشکل از صحبت هایی است که با هم می کنیم.
نه خیلی قبل ، این گروه بر این شد تا دوباره کار راک را آغاز کنند ، آنها وارد لس آنجلس شدند . و دو آلبومی را که هفت سال پیش ارائه کردند را دوباره زنده کردند .
Serj Tankian خواننده ، Shavo Odadjian باس ، Daron Malakian گیتار ، John Dolmayan درام ، اعضای این گروه هستند . Malakian می گوید : ما این گروه را به وجود آوردیم تا به مردم نشان دهیم که بدون هیچ برنامه ای این گروه را تشکیل داده ایم . Tankian می گوید: بشر میلیون ها سال است که بر روی زمین است و من فکر می کنم بشر فکر نمی کرده تا این که شروع به ساخت دیوار کرد و چقدر خوب بود که این دیوار به دست ما ساخته می شد . و همچنین ادامه می دهد : وقتی من چیزی را می نویسم فکر می کنم و می فهمم چه چیزی را می گویم و بعد می نویسم ، اما هرگز تظاهر به این که همه لغات را درک کرده ام
Rubin آنها واقعا توانستند خودشان را بیان کنند و خیلی بهتر از زمان های قبل باشند و فکر می کنم آنها خیلی سر فراز تر از آلبوم اولشان هستند و آنها توانستنداز عهده تور هایی که به آنها پیشنهاد شده بود بر آیند . علت موفقیتشان این است که خودشان دوست دارند به رشد برسند و بر تجربیاتشان اضافه شود . در آگوست سال 2001 آنها با دومین آلبوم خود یعنی Toxicity حضور پیدا کردند . دومین شعر این آلبوم chopsvey و سومین آن Aerials بود که با ریتم سنگینی نواخته شده بود و در می سال 2003 ارائه شد . Daron می گوید : هر کس من را می شناسد ، آهنگ های من را خوب می شناسد و او ایده جالبی را بیان کرده که اگر کسی به من بگوید که موسیقی و آهنگ های تو برای همیشه زنده خواهد ماند اما تو فردا صبح دیگر بیدارنخواهی شد من تمایل به چنین موضوعی دارم . البته آسان هم نیست برای من هولناک است .
:gol :gol :gol :gol :gol :gol
ادامه مطلب
2
نوشته شده در شنبه نوزدهم شهریور 1384ساعت 18:21  توسط فرشاد
|
متالیکا _ جنیفر کانلی
متاليكا نامي آشنا براي هر خانه . هفتمين گروه پر فروش موسيقي در تاريخ آمريكا !!
بخش هايي كه مي خوانيد در مدت سي سال است و اين خلاصه اي از سي سال زندگي متاليكا است .
آغاز كار از جايي است كه Lars گروهي براي خود نداشت اما بعد از پيوستن James به او تشگيل شد . آنها در ابتداي كار دو آهنگ ساده و با ضبطي ارزان ساختند . وظيفه جيمز خواندن ، ريتم گيتار و حتي نواختن گيتار باس بود . لارس نيز كم وظيفه نبود و كارسخت زدن درام را با او بود . پس از مدتي Ron Mc Goveny وظيفه زدن باس را بر عهده گرفت و Dave Mustain وظيفه ريتم و ليد گيتار را به عهده گرفت . متاليكا دو شو در سانفرانسيسكو اجرا كرد و توانست هواداران زيادي به دست آورد . بعد از مدتي Cliff Burton به متاليكا پيوست . بعد از آن با دو تلفن و يك پواز در سال 1983 Kirk Hammet نيز به گروه پيوست . اولين آلبوم متاليكا Kill Em All د ر اواخر سال 83 ارائه شد و خيلي ها از اينكه اين گروه توانسته بود شهرت و اعتبار زيادي كسب كند و در اروپا و آمريكا رواج پيدا كند بسيار عصبي بودند . در سال 84 آنها كار با تهيه كننده خود Flemming Rassmussem را در استديوي Sweet Silence بر روي آلبوم دوم خود شروع كردند . در سال 85 دوباره به همين استاديو بازگشتند و Master Of Puppets را ضبط كردند و در آوريل 86 آن را عرضه كردند . اين طور در ذهن نگاشته مي شد كه رسيدن به رويايي كه در ذهن همه اعضا رقم زده مي شد خيلي بعيد نبود و آن تسلط بر دنياي موسيقي بود . در 27 سپتامبر سال 86 اين رويا به سرعت به هم ريخت ، جايي در سوئد در پاس از شب اتوبوس تور در جاده لغزيد و از كنترل خارج شدو به دين ترتيب اتوبوس واژگون شد و مرگ كليف برتون را به همراه داشت . مرگ او بر اين گروه و مخصوصا بر روي رشد موسيقي اين گروه تاثير عظيمي گذاشت .، دوباره وظايف جيمز هتفيلد زياد شد و متاليكا بدون كليف قابل تجسم نبود و بعد از او Jason Newsted انتخاب شد . با آمدن او آنها چهارمين آلبوم خود را كه Justice For All نام داشت را درآگوست 88 عرضه كردند در سال 91 متاليكا آلبوم Black را ارئه كردند كه طرفداران زيادي پيدا كرد . تهيه كننده اين آلبوم Bob Rock بود و اينچنين بود كه كه آنها به سوي مقام اول جهاني هدايت شدند و و به فروش بالايي دست پيدا كردند ، پانزده ميليون كپي و شهرت جهاني .
نزديك به 4 سال بعد متاليكا با آلبومي ديگر خود درخشيد . Load كه در كاليفرنيا ضبط شد . آن آلبوم يكي از طولاني ترين با 14 شعر و تهيه كننده همه آنها باب راك بود . در دنباله آلبوم بعدي(Reload) در سال 97 عرضه شد . متاليكا S&M را كه شامل دو ديسك و DVD بود را در اواخر سال 1999 (2000) ارئه كردند .اين آلبوم به سورت سمفوني اجرا شد كه رهبري اركستر را مايكل كيمن بر عهده داشت . پس از آن متاليكا آهنگI Disappear را براي فيلم ماموريت غير ممكن ساختند . در سال 2001 بود كه جيسون بعد از چهاده سال گروه را ترك كرد كه هيچ كس دليل آن را متوجه نشد . گروه عبد از مدتي متوجه شد كه كارهاي زيادي وجود دارد و در اوايل سال 2001 را صرف بررسي اين موضوع كردند و آ»ها در سرباز خانه قديمي ارتش كه Presidio خوانده ميشود كنار هم جمع شدند تا يك عضو جديد به گروه اضافه كنند و مشخص شد كه باب راك تهيه كننده گروه باس را بر عهده بگيرد . در اواسط سال 2001 افراد گروه با احترام بيشتري دور هم جمع شدند و آماده شدند تا آلبوم جديدي كه خارج از احتمال خارجي و داخلي (گروه ) بود و با تهيه كنندگي باب راك با نام St Anger ارئه شد .
Rob Trujillo يكي از اعضاي جذيذ متاليكا است كه بهد از باب راك زدن باس را بر عهده گرفت . رهبري به موقع ، آرام بودن ، صميمي بودن و شوق به موسيقي و تجربه 15 ساله او دلايلي بود كه متاليكا او را به عضويت گروه در آوردند .
متاليكا گروهي متكبر ، اميدوار، مترقي ، برنده ، خوشحال و همجنين كمي عصبي و در عين حال عالي است . اين قسمتي از داستاني طولاني بود كه فقط شرح كوتاهي از آن داده شد
ادامه مطلب
2
نوشته شده در پنجشنبه هفدهم شهریور 1384ساعت 19:29  توسط فرشاد
|
جانی کش _ سارا کانر

یکی از چهره های سرشناس در میان مردم امریکاست . موفقیت او در تاثیرگذاری بر دیگر موسیقی دانان بیشتر از موفقیت در تجارتش بود . او بیش از 400 شعر نوشته است . شعرهایی درباره کابوی ها ، هندی ها ، تشویق کردن و محکوم کردن ، مهندسین راه آهن و دیگر ... . او این شعرها را از ته دل می خواند و صدای ژرف او یک صدای رسا بود . جانی کش در فوریه سال 1932 در منطقه روستایی Kingsland/Arkansas به دنیا آمد . پدر او Ray در راه آهن کار می کرد و در سال 1936 خانواده آنها یکی از 600 خانواده ای بود که حکومت فدرال امریکا آنها را برای آبادی منطقه ای که کار می کردند در نظر گرفته بود . نام وی جانی نیود و بعد از ضبط اولین کارش این اسم به او داده شد . او ضبط اولین کارش را در Samphillips در استدیو Sun انجام داد . بعد از آن به مدت 4 سال به نیروی هوایی پیوست و بعد از آن به منطقه Memphis رفت . در ممفیس با گیتاریستی به نام Luther Perkins و نوازنده باس به نام Marshall Grant آشنا شد . اولین کار آنها آهنگی به نام Cry! Cry! Cry! بود . زمانی که آنها خیلی جوان بودند این آهنگ توانست مقام 14 را در امریکا به خود اختصاص دهد .
از کارهای جانی کش می توان به I walk the line ، There you go ، Ballad of teenage queen و Guess things happen the way اشاره کرد .
در همین سال ها جانی به کلمبیا رفت و حدود 30 سال از عمر خود را در این کشور سپری کرد . در این سال ها جانی آهنگ های موفق بسیاری خواند و برنده جوایز فراوانی شد .
در سال 1961 با June Carter دختر بزرگ خانواده Carter آشنا شد . آنها با هم تورهای مختلفی رفتند و پس از 8 سال با یکدیگر ازدواج کردند . جانی و جوون هر دو از ازدواج های قبلی خود صاحب فرزند بودند .
موفقیت های جانی در سال های بعد تکرار شد و بهترین آهنگ های سال های 1967 و 1970 و 1990 همگی از کارهای جانی بودند . همکاری او طی ده سال با باب دیلان ، نیک لاو ، تام پرتی و U2 نیز ادامه داشت . جانی در دو سبک مهارت فراوانی داشت . Rock n Roll و Country Music . همچنین اشعار جانی بسیار عمیق و قوی بود . 11 مقام اول در طی سال های فعالیت هنری چیزی نیست که بتوان از آن به سادگی عبور کرد . در سال 1999 جانی یکبار دیگر برنده بهترین آهنگ شد و آخرین جایزه او هم انتخاب بهترین ویدیو شبکه MTV بود که در آن کاندید بود . این ویدیو به نام Hurt (این آهنگ را می توانید در بالای صفحه گوش کنید ) در سال 2003 عرضه شد و امسال کاندید بهترین ویدیو سال بود که در روز این مراسم جانی به روی تخت بیمارستان بود .
جانی در روز جمعه 12 سپتامبر سال 2003 در ساعت 3 صبح بعد از مرخص شدن از بیمارستان درگذشت . در لحظه مرگ او 71 ساله بود . مدیر برنامه جانی گفت : من امیدوارم دوستداران جانی برای خانواده او دعا کنند ، آنها لحظات سختی را می گذرانند .
جانی به دلیل بیماری معده در بیمارستان بستری بود . همچنین او در سال های اخیر مکررا برای مداوای ذات الریه و بهم خوردن سیستم بدن و بیماری عصبی در بیمارستان بستری شده بود . همسر او نیز در 15 می در اثر سکته قلبی در گذشته بود .
جانی کش همواره در ذهن کارگران معدن ، مالک ها ، زندانی ها ، کابوی ها ، خائن ها و مردم عادی امریکا جاویدان خواهد ماند.
جانی در آخرین مصاحبه اش گفته بود : من اجازه نمی دهم من اجازه نمی دهم کسی در من تاثیر بگذارد ، تا من فکر کنم که کارهای اشتباهی انجام می دهم و من همیشه هر کاری را که اراده کنم انجام می دهم .
او ادامه می دهد : من بعضی از سخنران های تلویزیون را که می بینم با خود فکر می کنم که اگر او به بهشت برود من نمی خواهم با آنها همنشین شوم . من بیشتر ترجیح می دهم میان کسانی که در دوزخ هستند باشم . اگر شما روشنایی دارید چرا آن را یک دره تاریک نداشته باشد و جایی که مردم آن واقعا به آن احتیاج دارند.
به یاد جانی کش
ادامه مطلب
2
نوشته شده در پنجشنبه هفدهم شهریور 1384ساعت 19:28  توسط فرشاد
|
Evanescence - جوجو

گروه Evanescence تشکیل شده است از : Amy Lee ، Ben Moady ، John Lecomp ، Rocky Gray که البته David Hodges هم عضو این گروه بود .
هر کس که برای اولین بار نام گروه Evanescence را می شنودممکن است تعجب کند که بن مودی و امیلی همدیگر را در کمپ یک کلیسا ملاقات کردند و هسته گروه را تشکیل دادند . بن طی مصاحبه ای در سال 1998 آن روز را اینگونه توصیف می کند :
چند سال قبل من و امی در اردوی جوانان کلیسا حضور یافتیم . در ساعت تفریح من در ورزشگاه نشسته بودم و بسکتبال تماشا می کردم در طرف دیگر حیاط جایی بود که پیانو می نواختند من خسته شده بود م که صدای پیانو را شنیدم :"من برای عشق هر کاری می کردم " توجهم به پیانوجلب شد و دختری را دیدم که در نگاه اول متوجه توانایی و استعداد بالای او شدم . بعد از اینکه خشم اولیه من که ناشی از حسادت بود فروکش کرد به پاهای خود اعتماد کردم و به سمت پیانو دویدم تا خودم را به آن دختر معرفی کنم . او مجددا من را با آهنگ هایی که ساخته ود تحت تاثیر قرار داد . فکر می کردم که در بهشت هستم . شروع به آواز خواندن کردم در یک اردوی کوچک کلیسا یکی ازقوی ترین و زیباترین صدا هایی را که شنیده بودم در کنار خود احساس می کردم . بنا بر این به هر ترتیبی که بود او را قانع کردم که هرگز با کس دیگری کار نکند و او تا الان مال من است .
بن و امی بزودی آهنگ هایی نظیر Give On To Me و Understanding را با اسم گروه Evanescence ثبت کردند . بعد از مدتی David Hodges به گروه پیوست ولی به دلایلی نامعلومی بعد از مدتی از گروه جدا بود . بین همه اعضا گروه بن انسان بدنامی است که زمان زیادی را به دنبال فردی که بتواند در کار موسیقی با او راحت باشد گشته است .
اکنون این گروه دومین آلبوم خود را Fallen به بازار عرضه کرده است که فروش بسیار بالایی داشته است . همچنین دو آهنگ زیبا برای فیلم Daredevil خوانده اند که میتوانید در همین صفحه به آنها گوش دهید . همچنین ویدیو Bring Me To Life مدتهاست که در صدر چارت های معتبر دنیا قرار دارد . سبک این گروه راک و آلترناتیو می باشد و در آینده مطمعنا بیشتر از این گروه خواهید شنید .
ادامه مطلب
2
نوشته شده در پنجشنبه هفدهم شهریور 1384ساعت 19:27  توسط فرشاد
|
U2 _ سید برت
گروه U2زمانی تشکیل شد که اعضای آن هوز دانش آموز مدرسه Dublins Mount Temple بودند. Bono خواننده گروه ، Edge گیتارست و نوازنده پیانو Larry Mullan درامر و Adam Clayton نوازنده باس گروه بودند .
دریک جماعت کوچک درمحله دوبلین کار خود را شروع کردند و همان سال اولین ضبط آنها بیرون داده شد . در ژانویه سال 1980 کارشان را به طور جدی ادامه دادند . مجله rock ایرلند خواننده های آن گروه را در راس پنج گروه منتخب قرار داد . در سال 1980 اولین کار خود به اسم ساعت 11 تیک تاک (11 o clock tick tock) را عرضه کردند .
U2 کار خود را با Steve Lilly White در سال 1980 آغاز کردند . آهنگ یک روز بدون من (A Day Without Me ) در همان ماه ارئه شد. آنها در اکتبر برای اولین اجرا در اروپا آماده شدند . در نوامبر 1980 U2 به آمریکا سفر کرد برای اولین اجرای خود در آنجا ، پس از آن در ژانویه سال 81 به دوبلین باز گشتند و در ژوئن سال 81 اولین شعر از دومین آلبوم در اکتبر ارائه شد . آتش (Fire) در استدیوCompass Point در طول وررود آنها به آمریکا ضبط گردید . تور آمریکا و اروپا ادامه پیدا کرد تا به اوج خود رسید و در ژانویه سال 1982 در Dublin RDS با ظرفیت 5000 نفر به اجرا گذاشتند . شعر روزسال جدید(New Years Day) در انگلیس نواخته شد و این آلبوم در انگلیس رتبه یک(NO.1) را به خود اختصاص داد و همچنین رتبه بالای 10 را در آمریکا به دست آورد . آلبوم آسمان قرمز خونی((Blood Red Skyدر آمفی تئاتر Red Rocks در کلورادو ضبط شد و این اولین آلبومی بود که به صورت زنده اجرا شد .آنها در ژانویه سال 84 توانستند جایزه پلاتین به دست آورند .
نویسنده مجله Rolling Stone با شمارش آرا در سال 83 لقب گروه سال را به آنها داد . در نوامبر سال 83 U2 اولین تور خود را در ژاپن اجرا کردند و در طول این سفر از این گروه برای بازدید از نمایشگاه عکسهای بمباران هیرو شیما دعوت کردند .
آنها با تهیه کنندگان جدید خودBrian Eno و Daniel Lanoisخارج از دوبلین در Slane Castle آلبوم آتش فراموش نشدنی (The Unforgettable Fire) را ارئه کردند . این آلبوم در اکتبر عرضه و وارد انگلیس شد و توانست رتبه اول را در 1984 و1985 در Wembley Arena و در Madison Square Garden نیویورک و Dublins Crock park را دریافت کند . آنهادر جولای 85 به دوبلین باز گشتند و شروع به کار بر روی آلبوم جدید خود کردند .آنها تمرین را در ژوئن سال 1986 متوقف کردند و مشغول نواختن برای تور شش روزه آمریکا که نام آن همکاری امید(A conspiracy Of Hope) در این طور افرادی چون Peter Gabriel , Lou Reed , Bryan Adams , Neville Brothers و Joan Baez حضور داشتند.
درمی سال 85 پهنه بیدار آمریکاWide Awake America در امریکا عرضه شد .درخت جاشوا The Joshua Tree در مارس سال 87 عرضه شد و صدر نشین شد . این آلبوم مقام اول را در انگلیس و همان مقام را در آمریکا (در آپریل)به دست آورد تور آریزونا برای اجرای درخت جاشوا در همان ما برگذار شد .
آنها در طول هشت ماه بیش از 100 شو اجرا کردند . درخت جاشوا در 22 کشور صدر نشین شد.
در دنباله در اکتبر سال 88 دو آلبوم بیرون دادند به نامهای طنین و هیاهو(Rattle &Hum) که بوسیله Jimmy Lovine تهیه شد . این آلبوم برای گروهش بیش از دو بار مقام کسب کرد .
در سال 91 آلبوم در برلین و دوبلین اجرا شد . حتی بهتر از چیز های واقعی (Even Better Than Real ) و اول (One) و راه های مرموز (Mysterious Ways) نواخته شدند . در ابتدای 92 یک تور که ZOO TV نام داشت را قبول کردند . آنها بعد از یک وقفه طولانی در سال 97 با تاثیرات الکترونیکی با آلبوم پاپ باز گشتند .این آلبوم درخشش خورشید (Staring At The Sun) نام داشت و باعث صعود گروهش شد .در اکتبر سال 2000بعد از سه سال آلبوم خود را عرضه کردند به اسم همه چیز هایی که نمی توانی آنها را ترک کنی و کنار بگذاری (All That You Cant Leave Behind). روز قشنگ (Beautiful Day)اولین شعر از این آلبوم بود که در تابستان به اتمام رسید و یک باز گشت خوب برای این گروه در سبک Rock n Roll بود. این شعر برنده اجرای سال شد
ادامه مطلب
2
نوشته شده در پنجشنبه هفدهم شهریور 1384ساعت 19:27  توسط فرشاد
|
گلوریا گاینور_ هیلاری داف
گلوریا گاینورنام او در سراسر جهان آشناست . صدای او رسا و گیراست . جایزه گرامی به آهنگ "I will survive" ، آهنگی که الهام بخش و تسخیر کننده قلب هزاران نفر در جهان بود تعلق گرفت . در سپتامبر 2002 Logic records / BMG آهنگ I wish love you را منتشر کرد که این اولین پخش سراسری گلوریا گینور در طی پانزده سال در سراسر جهان بود . این آلبوم شامل پانزده آهنگ است که آهنگ ابتدایی آن یک تصنیف عاشقانه با عنوان I never know می باشد . قدرت گلوریا را به عنوان یک خواننده با صدای گیرا باعث شد تا آهنگ هایی نظیر Just no other way و Got to be forever در میات مردم بسیار محبوب شود . هم چنین او برای دوستداران صدایش آهنگ I will survive را به زبان اسپانیولی به طور زنده در برزیل اجرا کرد .
در سال 1973 آهنگ های او به طور جدی روی چارت Billboard قرار گرفت . آهنگ Never can say good buy مقام اول را در این چارت کسب کرد و به اولین آهنگ رقص تبدیل شد . اکنون بعد از 30 سال گلوریا هم چنان در فرم استاندارد خود قرار دارد . در مارچ 2001 تک آهنگ او Just keep thinking در صدر چارت Billboard قرار گرفت .
محبوبیت گلوریا در سال های اخیر به طور فزاینده ای ادامه دارد . او در ادامه این موفقیت ها در ماه مارچ با دریافت جایزه Legend در جشن جایزه بزرگ موسیقی در مونته کارلو مورد تقدیر قرار گرفت . هم چنین او سر و صدای زیادی در Board way که بزرگترین خیابان موسیقی و نمایش است به پا کرده است . پخش آهنگ Smokey Joe's calf از شبکه تلویزیونی FOX و آهنگ That o's show و هم چنین آهنگ بسیار مشهور او به نام Alley Mc Beal گلوریا را به عنوان یک ستاره بی فروغ معرفی کرد و او را به نسل جدید شنوندگان موسیقی معرفی کرد . صنعت فیلم سازی از آهنگ I will survive به عنوان موزیک اصلی فیلم در بیش از شش کارتون احساسی استفاده کرده است . قرار گرفتن آهنگ I will survive در جمع 100 آهنگ برتر موسیقی تاریخ یک نقطه عطف در زندگی هنری گلوریا می باشد .
او تماشاگران بسیاری را در 80 کشور جهان در کنسرت های خود ملاقات کرده است . بسیاری از چهره های شناخته شده نظیر بیل کلینتون ، پرنس گریس ، پرنس ریدر و پاپ ژان پل دوم از دیدن برنامه های زنده گلوریا اظهار خشنودی و رضایت کرده اند . هم چنین تیم ملی فوتبال فرانسه از او به خاطر آهنگ هایش در جام جهانی 98 با عنوان " مادر خوانده " یاد کرده است .
گلوریا زندگینامه خود را تحت عنوان " I will survive" منتشر کرده است . او هم چنین کمک های مالی و معنوی خود را به بسیاری از موسسات خیریه اهدا کرده است .
بی شک تاثیر گلوریا به دنیای موسیقی و هنر غیر قابل انکار است
ادامه مطلب
2
نوشته شده در پنجشنبه هفدهم شهریور 1384ساعت 19:26  توسط فرشاد
|
لئونارد کوهن _ دایدو
لئونارد کوهن اسطوره کانادا از كوهي در مونترال به جزيره اي در درياي يونان ، از اتاق هتل ها به يك كلبه كوچك در ارتفاعي بلند در كوه جنوب شرقي شهر فرشتگان و بعد زندگي در يك آپارتمان مدرن در لوس آنجلس . ( لئونارد كوهن ) غير ممكن هاي انساني را پشت سر گذاشته است . لئونارد در سال 1934 در مونترال كانادا به دنيا آمد . پدرش فردي تحصيل كرده بود و يك كارخانه نساجي داشت . وقتي لئونارد نه سال داشت پدرش را از دست داد .
وقتي كه 17 ساله بود براي ادامه تحصيل به دانشگاه مك گيل رفت . در همان سال يك تريو ( Trio به معني شعر سه قسمتي ) به نام مردان چرمي را نوشت كه به سبك موسيقي كانتري غربي بود . در همان جا بود كه شعر گفتن را آغاز كرد . اولين منتخب اشعار در تحت عنوان " بياييد اساطير را ارزيابي كنيم" در سال 1956 منتشر شد . "جعبه ادويه زمين " اولين مجموعه اشعارش بود كه در سال 1961 به چاپ رسيد و او را به شهرتي جهاني رساند . پس از مدت كوتاهي تحصيل در دانشگاه كلمبيا در شهر نيويورك موفق به دريافت بورس از دانشگاه شد و آمريكا را ترك كرد . به اين ترتيب به گشت و گذار در اروپا پرداخت و در آخر ساكن يونان شد . در اين سال زندگي خود را به همراه ماريان جنسون و پسرش "آلكين" در جزيره هيدرا در يونان آغاز كرد . لئونارد هفت سال در يونان ماند . در اين سالها دو مجموعه شعر به نامهاي "گلهايي براي هيتلر" و " انگلان بهشت " منتشر كرد . كتابي نيز به نام "بازي مورد علاقه " به نام كوهن چاپ شد . نگاه او به يك هنرمند از ديد يك جوان يهودي موضوع اين كتاب است .
در سال 1966 كوهن كتاب " بازندگان زيبا" را منتشر كرد . بعد از انتشار اين كتاب مجله بوستن گلوب (Boston Globe ) نوشت : "جيمز جويس (نويسنده مشهور ) نمرده است . در مونترال به نام كوهن فعاليت مي كند ." اين مساله باعث فروش بي سابقه اين كتاب در جهان شد .
ولي حتي جزيره "هيدرا" هم نتوانست روح پر جوش كوهن را آرام نگه دارد . كوهن تصميم خود را گرفته بود .او تصميم گرفته بود به عنوان خواننده و آهنگساز به آمريكا برگردد . او در شهر Nashville امريكا سكني گزيند .
در اولين آلبوم او به نام "در زندگي ام" جودي كالينز نيز او را همراهي كرد و آهنگ suzzanne را برايش خواند. در سال 1967 شركت كلمبيا آلبوم او به نام " ترانه هاي لئونارد كوهن " را منتشر كرد .
در سال 1968 كوهن براي انتشار كتاب " شعرهاي منتخب 1956 – 1968 " يك جايزه بزرگ ادبي از كانادا گرفت .
سال 1972 كتابي ديگر با نام " نيروي بزرگان " را به چاپ رساند . اولين آلبوم اجراي زنده اش نيز در همين سال منتشر شد و شاهكار 14 دقيقه اي " از كنارم نگذر" را اجرا كرد .
در سال هاي آينده فقط به خواندن ترانه هاي ضد جنگ بسنده كرد و فعاليت چنداني نداشت .
در سال 1999 بعد از پنج سال كه هيچ كاري نكرده بود با صدها شعر جديد و ترانه نو بازگشت .
همكار جديد او شارون رابينسون بود كه تقريبا خواننده Back up بود و در نوشتن اشعار Everybody knows " همه مي دونن" Waiting for the miracle " منتظر يك معجزه" همكاري كرده بود و هم اكنون آلبومي با نام " 10 ترانه جديد" حاوي 10 ترانه جديد از كوهن است . اين آلبوم براي خود شاهكاري محسوب مي شود . براي مردي كه فكر كرد يك شاعر مبتدي بماند در اوايل كارش يك ساختار كاري عظيم تحويل داده است . كه تا مدت ها در ذهن خواهد ماند . با انتشار چهاردهمين آلبوم به ما نشان مي دهد كه براي خود ريش سفيدي شده است
ادامه مطلب
2
نوشته شده در پنجشنبه هفدهم شهریور 1384ساعت 19:24  توسط فرشاد
|
نیروانا _ هیلتون
زندگینامه کرت کوبین رهبر گروه نیروانا کرت دونالد کوبین رهبر گروه نیروانا Nirvana در بیستم فوریه 1967 در دهکده ای کوچک به نام هوکوایم Hoquaim واقع در 140 کیلومتری جنوب غربی در خانواده ای از طبقه متوسط به دنیا آمد . مادرش وندی اوکانر Wendy O'connor خدمتکار رستوران و پدرش Donald Cobain مکانیک بود . وی اولین فرزند خانواده و دارای یک خواهر کوچکتر به نام کیم بود . کرت در دوران کودکی شخصیتی منزوی و ناهنجار داشت . هنگامی که در سن 7 سالگی پدر و مادرش از هم جدا شدند وضعیت روحی بدتری پیدا کرد همانطور که در ترانه سیلور Silver خود می گوید از آن به بعد بود که احساس کرد دیگر مورد حمایت و عشق والدین قرار نمی گیرید . در این دوره بود که شخصیت ضد اجتماعی کرت شکل گرفت و بازتاب این رویداد رادر شعر و موسیقی نیروانا مشاهده می کنیم .
کرت بعد از جدایی پدر و مادرش شبهای زیادی را در زیر یکی از پلهای شهر ابردین Aberdeen سپری می کرد و پس از تحمل 2 سال سختی ناگزیر به خانه پدرش بازگشت .
کرت محیط مدرسه را دوست نداشت و برای فرار از آن به تنهایی و خفا پناه می برد . کرت بدلیل زیبایی ظاهری همواره مورد توجه دختران همکلاسی قرار داشت و همین امر سبب حسادت پسران مدرسه شده بود و این مساله او را آزار می داد . از همین دوره بود که کرت استفاده از مرفین را برای تمدد اعصاب شروع کرد
وی از 9 سالگی با گروههایی مثل بیتلز Beatles و مانکیز Monkees آشنا شد در سال 1979 پدرش در یک کلاب موسیقی شروع به کار کرد و از آن به بعد بود که کرت به گروههایی همچون لدزپلین Led Zepplin بلک سابت Black Sabbath گروه کیس Kiss و گروههای راک بریتانیایی از جمله سکس پیستولز Sex Pistols و کلش The Clash علاقمند شد .
در دوم فوریه 1981 در چهارده سالگی اولین گیتارش را خرید و از همان زمان لاش خود را برای تشکیل یک گروه زیر زمینی در سیاتل آغاز کرد . وی اولین اجرای گیتار خود در جشن Holloween که در خوابگاه دانشگاه ایالتی اورگین Evergreen برگزار به نمایش گذاشت و مدتی بعد بع عنوان نوازنده مهمان در گروه ملوینس Melvins پذیرفته شد .
سرانجام در سال 1986 تلاش های کرت به نتیجه رسید و گروه نیروانا متشکل از کریس نواسلیک Krist Novaslic نوازنده باس دیو گرول Dave Grohl نوازنده درام و خود کرت به عنوان لیدر شکل گرفت . آنها در ابتدا از اسامی پنکاپرو Pen Capcrew اسکیدرو Skid Row تد اد فرد Ted Ed Fred ویندوویپن Windowapne اسکیدرو Skid Row استفاده می کردند ولی در آخر نام نیروانا که در فلسفه بوذا به معنی روشنایی در اوج می باشد را برگزیدند.
نیروانا تا دو سال به اجراهای زنده و تنظیم آهنگهای مختلف پرداخت و در سال 1989 اولین آلبوم خود با نام بلیچ Bleach (به نام سفید کننده) را در استدیو ساب پاپ ضبط کردند که هزینه ضبط این آلبوم فقط 500 دلار بود . در همان سال گروه به برگزاری تورهای بسیاری در سراسر آمریکا پرداخت و اولین کنسرت اروپایی خود را در نیوکاسل انگلیس برگزار کرد.
در سال 1991 نیروانا قرارداد جدیدی با کمپانی جفن رکوردز منعقد کرد و تلاشها برای بیرون دادن آلبوم بعدی خود را آغاز نمود تا سرانجام در 24 سپتامبر همان سال مشهورترین و پرسروصدا ترین آلبوم خود را نور مایند Never Mind (بی خیالش) را منتشر کرد . این آلبوم در آن زمان در رتبه 144 فهرست Hit جای گرفت ولی بعد از مصاحبه ای که برنامه MTV Headbanger Ball با آنها انجام داد و نمایش اجرای زنده ای که از شبکه NBC پخش شد این آلبوم و همچنین آهنگ Smell Like Teen Spirit در صدر جدول پرفروشترین ها قرار گرفت و به تعداد 10 میلیون نسخه عرضه شد که 550 میلیون دلار درامد داشت که مبلغ بسیار اندکی به گروه رسید . اکثر مردم از معنی دقیق اشعار سر در نمی آوردند ولی خلاقیت خارق العاده کرت در اجرای وسوسه انگیز و جذاب شنونده را به وجد می آورد .
کرت از شهرت بیزار بود و از اینکه نیروانا به یک گروه راک پرطرفدار و درامدزا تبدیل شود نگران بود به همین دلیل در اکثر کنسرتها طرفداران خود را از خریدن آلبوم ها و شرکت در کنسرت ها منع می کرد . از این رو گروه به اجرای زنده در باشگاهها ی کوچک اکتفا کرد اما از آنجا که اعضای گروه به شکستن سازهای خود و به هم ریختن سن عادی داشت سرانجام مجبور به اجرا در سالنهای بزرگ شد . در همین دوران کرت برای رفع مشکل درد معده خود و خستگی مفرط ناشی از ورهای زیاد و اراهای پشت سر هم به مصرف مواد مخدر رو آورد .
وی در 24 فوریه 1992 در واکی کی Wakiki واقع در هاوایی با کرتنی لاو Courtney Love (رهبر گروه هول در ان زمان و بازیگر فیلم جدید مردم علیه لری فلینت The People vs Larry Flint ) ازدواج کرد و در 18 آگوست همان سال آنها صاحب دختری به نام فرانسیس بین Frances Bean شدند . در اواسط سال 1992 سومین آلبوم نیروانا با نام اینسکتی ساید Incesticcide منتشر شد و چهارمین آلبوم این گروه به نلم این آترو In Utero در یال 1993 تنها در مدت دو هفته در استدیو ضبط شد که به خاطر آهنگ من از خودم متنفرم و می خواهم بمیرم به مدت 6 ماه به بازار عرضه نشد و پس از حذف این ترانه با رضایت کرت آلبوم منتشر شد و در مدت کوتاهی در صدر پرفروشترین ها قرار گرفت . این آلبوم از سوی رسانه ها به عنوان روشنفکرانه ترین و پرشورترین آلبوم نیروانا شناخته شد خصوصا ترانه های Like All Apologies و Heart Shaped Box که نگاه عمیقی به ازدواج متزلزل کرت می انداخت از بهترین های این آلبوم بودند .
وی در سال 1993 به علت مصرف بیش از حد مواد مخدر داوطلبانه برای درمان به بیمارستان مراجعه کرد اما پس از مدتی به خاطر عدم توجه کافی مسئولین بیمارستان به وی قبل از پایان دوره درمان بیمارستان را ترک کرد.
در نوامبر 1993 یک اجرای Unplugged در استدیو MTV از نیروانا پخش شد که آخرین کار گروه بود.
کرت چندی بعد در مارس 1994 دست به خودکشی ناموفقی زد که به همین خاطر به مدت 20 ساعت در حالت اغما فرو رفت . او پس از به هوش آمدن از بیمارستان فرار کرد و12 روز بعد با زندانی کردن خود در یک اتاق همسرش را تهدید به خاتمه دادن به زندگی خود نمود ولی پلیس با کمک کرتنی لاو وی را دستگیر کرد .
پس از این ماجرا پلیس وی را به یک کلینیک روان درمانی در کالیفرنیا فرستاد ولی وی در اوایل آوریل 1994 تنها پس از گذشت دو روز مراقبت از کلینیک فرار کرد و از کالیفرنیا خارج شد .
سرانجام جسد کرت در 8 آوریل 1994 با صورتی متلاشی شده و اسلحه Shot gun که در دستش قرار داشت و به سمت چانه وی نشانه رفته بود توسط یک کارگر برقکار در اتاقک بالای گاراژ خانه اش کشف شد . در کنار جسد او وصیت نامه اش که با جوهر قرمز نوشته شده بود قرار داشت . مخاطبان آخرین نوشنه کرت لاو همسرش و فرانسیس دختر 19 ماهه اش بود . تحقیقات بعدی نشان داد که کرت 3 روز قبل در حالیکه مقدار زیادی مواد مخدر مصرف کرده بود به زندگی خود خاتمه داده است .
دو روز بعد بیش از 5000 نفر جمعیت شمع به دست برای یاد بود کرت در سیاتل جمع شدند و به متن وصیت نامه او با صدای همسرش گوش دادند .
کرت در همان سال گوشزد کرده بود که علاقه ای برای رسیدن به 30 سالگی ندارد . متاسفانه او راست گفته بود کرت اسطوره ای شد که همانند بزرگانی چون جیمی هندریکس Jimi Hendrix جنیس ژوپلین Jenis Joplin و جیم موریسون Jim Morrison در 27 سالگی از دنیا رفت و علت مرگ وی برای همیشه در هاله ای از ابهام فرو رفت .
ادامه مطلب
2
نوشته شده در پنجشنبه هفدهم شهریور 1384ساعت 19:23  توسط فرشاد
|
زندگینامه راجر واترز 
در ششم سپتامبر 1943 به دنیا آمد، وی در Great BOKHAM در بیست فرسنگی جنوب لندن در نزدیکی Dorkingزندگی را آغاز کرد . بسیاری از آهنگ ها و شعرهای وی در رابطه جنگ جهانی دوم می باشد . جائی که پدرش اریک واترز در تهاجم انگلستان به ایتالیا کشته شد . (که در آلبوم Final cut به آن اشاره شده است).
واترز دوران زندگی اش را در گفتگو با مجله music در سال 1992 برای ما بازگو می کند :
واترز نوازندگی را در سال 1965 درABDABS شروع نمود . در ABDABS معمولا آهنگ های ریتمیک و بلوز نواخته می شد . سپس واترز Bob Close و SYD Barrett را برای نواختن گیتار به گروهش آورد ولی "کلوز" پس از مدتی گروه را ترک کرد . و هسته اولیه Pink Floyd به وسیله "راجرواترز" و "سید برت" تشکیل شد . گروه سپس به Pink Floyd Sound تغییر نام داد ولی آنها دوباره نامThe Pink Floyd را برای گروه انتخاب کردند.
Pink Anderson و Floyd Council دو تن از خوانندگان نامی سبک بلوز که اسم Pink Floyd از نام آنها الهام گرفته شده است . اغلب گفته می شود که این نام را "سید" انتخاب کرده است چون آهنگهای این دو خواننده در آرشیو آهنگ های "سید"بود.
گروه فعالیت زیر زمینی خود را در سال 1996آغاز کرد و در چندین کلوپ و انجمن برنامه اجرا کرد.
از جمله برنامه های گروه اجرای کنسرت رایگان در هاید پارک لندن بود که با استقبال گسترده ای روبرو می شد . آنها آهنگ هایی در سبک های R&B و راک ساختند شعرهائی نوشته شد که منحصرا نوشته های "سید"بود . آنها در تمام آن وقت یک گروه زیرزمینی عجیب و غریب بودند. محبوبیت زیر زمینی گروه در حال افزایش بود تا اینکه گروه آهنگ Arnold Layne را منتشر کرد. آهنگ دوم آنها see Emily play به موفقیت زیادی دست پیدا کرد و هفت هفته دربالای جدول
پرفروش ها قرار گرفت.
اولین آلبوم آنها به نام Piper at the gates of down وارد بازار شد که با استقبال خوبی روبرو شد.
اشعار خیالی "سید" یکی از مهم ترین عوامل موفقیت این آلبوم بود .
اولین مشکل در آغاز کار برای گروه ایجاد شد . "سید" معتاد شد و دیگر نمی توانست به وظایفش عمل کند.
با این حال گروه به فعالیت خود ادامه داد و David Gilmore را که یکی از دوستان قدیمی راجر و "سید" بود را برای نوازندگی گیتار به گروه آورد . کم کم گروه به این نتیجه رسید که بدون "سید" نیز می تواند به کارش ادامه دهد و "دیوید" به طور کل جای "سید" را گرفت با این تفاوت که نمی توانست شعر بگوید. در این مرحله وظایف راجر بسیار بیشتر از قبل شد.
گروه آلبوم های موفق SAUCERFUL of secrets و UMMAGUMMA را روانه بازار کرد . اشعار و صدای راجر این آلبوم ها را نیز در نزد مردم موفق و محبوب ساخت . روند رو به رشد پینک فلوید با آن کنسرت های زیبا ادامه داشت تا اینکه آلبوم dark side of moon را منتشر کردند که بازار
موسیقی جهان را به تسخیر خود درآورد .اشعار ، آهنگ ها و صدای راجر همگی بوی اعتراض می داد . موسیقی راجر و پینک فلوید یک موسیقی راک کاملا متفاوت بود . گروه تمامی تلاش خود را برای ارائه کنسرت های بزرگ و آهنگ های متفاوت می کرد.
پس از dark side of moon نوبت به آلبوم wish you were here بود که تداعی حضور "سید برت" در گروه بود. این آلبوم در سال 1975 عرضه شد . گروه هیچ کنسرتی را برای این آلبوم اجرا نکرد و در سال 1997 آلبوم Animals را منتشر کرد . گروه تورIn The Flesh را به راه انداخت و راجر نیروی مورد نیاز خود را برای آلبوم The Wall را بدست آورد .
واترز به سرعت شروع به نوشتن آهنگ های آلبوم بی نظیر The Wall کرد . آنها پیشنهادات مبنی بر اجرای کنسرت را رد کردند و کار بر روی The Wall را آغاز کردند . The Wallدر نهایت یک آلبوم قوی و یکی از شاهکار های موسیقی تاریخ شد فیلمی که بر گرفته از آلبوم The Wall همواره در اذهان علاقه مندان موسیقی خواهد ماند ، فیلمی که سراسر مفاهیم عمیق اجتماعی است و اعتراض خاص به شرایط زمانه دارد
اشعار واترز تحسین بر انگیز و خارق العاده بود و صدای منحصر به فردش به تمامی آهنگ ها روحی خاص می بخشید . کنسرت ها و تور های The Wall با بلیط های گران قیمت در بزرگ ترین شهرهای دنیا برگزار شد . و جمعیت زیادی از این کنسرت ها دیدن کرد. پس از تور های بزرگ The Wall واترز سریعاً برای برای آلبوم Final cat دست به کار شد . در این آلبوم راجر خشم خود را نسبت به مرگ پدرش نشان می دهد .گیلمور نیز یکی از آهنگ های این آلبوم به نام Not Now John را خواند . Final Cat آلبومی بسیار متفاوت بود وگروه به این نتیجه رسیده بود که تنها
متکی به خود نمی تواند به تولید آلبوم بپردازد به همین علت از افکت های زیادی در این آلبوم استفاده شد . بعد از Final Cat واترز تصمیم به جدایی از گروه و اعلام انحلال گروه را گرفت . واترز و گیلمور بعد از Final cut با یکدیگر دچار مشکل شدند گیلمور اشعار واترز را تند خشن می دانست و اعتقاد داشت با این اشعار گروه به انزوا کشیده خواهد شد و نمی تواند درآمدهای میلیونی خود را بدست بیاورد واترز نیز وی را به ترسو و پول پرست بودن متهم کرد . واترز انتظار داشت Pink Floyd دیگر به ادامه کار نپردازد ولی چنین نشد و پینک فتوید با دیوید گیلمور به کار خود ادامه داد هر چند دیگر نتوانست به موفقیت های قبلی دست یابد . مغز متفکر گروه پینک فلوید واترز گروه را ترک کرد و پس از چندی به صورت انفرادی به کار خود ادامه داد .
راجز واترز در سال 1984پس از ترک پینک فلوید آلبوم The Pros & Cons of Hitch Hiking را به بازارعرضه کرد . Radio K.A.O.S نام آلبوم دوم از واترز بود که به صورت انفرادی در سال 1987 منتشر شد ، این آلبوم نشان داد که واترز به تنهایی می تواند موفقیت های یینک فلوید را تکرار کند ، واترز کنسرت های موفقی را برگزار کرد که از آن جمله کنسرت برلین The Wallبود که موفقیت چشمگیری داشت .
بسیاری از هنرمندان مطرح اظهار علاقه کردند تا با وی روی صحنه کار کنند تا جایی که Robbie Williams گیتاریست معروف در کنسرت Wall Berlin برای واترز گیتار نواخت .
Amused to death آلبوم بعدی واترز بود ، که مورد توجه بسیاری از مردم و کارشناسان و منتقدان قرار گرفت . این آلبوم در سال 1992 منتشر شد . آلبوم بالغ بر 3 تا 4 میلیون نسخه در آمریکا فروش کرد . بدون تبلیغات وسیع کمپانی های بزرگ . راجر خود می گوید این آلبوم تاثیر زیادی در زندگیش داشته و او را از ترک پینک فلوید خشنود می کند.
مدت ها از راجز واترز یکی از متفکران معاصر خبری نبود تا اینکه بهار امسال وی کنسرتی را در دبی اجرا کرد که حتی بسیاری از ایرانیان از این کنسرت دیدن کردند . به گفته دوستانی که در این کنسرت شرکت داشتند واترز همان واترز سابق است، قوی ،متفکر و خوش صدا.
برای بدست آوردن اطلاعات کامل درباره پینک فلوید و راجز واترز می توانید به کتاب دیوار نوشته
ابراهیم نبوی مراجعه کنید .
ادامه مطلب
2
نوشته شده در پنجشنبه هفدهم شهریور 1384ساعت 19:20  توسط فرشاد
|